نه وصل ممکن نیست " تقدیم به حضرت عشق سهراب سپهری"
همیشه فاصله ای هست اگر چه منحنی آب بالش خوبی است ٬ برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر" چند دیوار گلی ٬ یک درخت سیب و پرندگانی که گویی سکوت پایان راهشان است . این ها برای عاشق شدن کافی است . دیواری که بدان تکیه دهی ٬ درخت سیبی که از عطر و تبلور بی نهایت سبز و قرمزش مست شوی و پرندگانی که تو را از تنهایی رها کنند . خیلی هم سخت نیست اگر ایوان احساست را آب و جارو کرده باشی . یک دل می خواهد درست اندازه آسمان بالای سرت . فقط کافی است بدانی از پر باز تا پرواز چقدر راه است . شنیده ای که می گویند " اولین گام سخت ترین قدم هاست " ؟ . آن دیواری که برایت گفتم برای آنست که دستت را بر آن بگذاری و بلند شوی . درخت سیب هم برای آن می خواهی که بدانی برای پریدن و رسیدن به حرارت سیب باید روی انگشتانت بلند شوی ٬ آنهمه پرنده برای آنکه بدانی پر گرفتنت خیلی هم سخت نیست . به همین سادگی می توان عاشق شد . نه چشمان خیلی زیبا می خواهد نه مال و منال فراوان . فقط باید برخیزی ٬ رسیدن به عشق هم که از همه راحت تر است . کافی است نگاهی به خودت بیاندازی تا ببینی چگونه معشوقه عشقی دیرینه هستی. به قدمت ده ها و حتی صد ها هزار سال !!! آنگاه که وجودت از عشق لبریز شد معشوقه ات دو بال برایت بر می گزیند . یکی اجساس و دیگری ایمان . اولی برای آنکه عشقبازی را بیاموزی ٬ دومی برای آنکه فراموش نکنی عاشقی . چون اگر وجودت از احجام زمینی پر شود باید آسمان را پس بدهی . از آنطرف هم اگر احساست مادی شود باید به فکر حساب و کتاب باشی . کاش می دانستم چرا مولانا می گوید : " تو گل بدی و دل شدی عاقل بدی عاشق شدی " آخر انسان گلی به چه درد می خورد ؟؟ اگر دلت به حال کتاب های خاک خورده ویترین کتاب فروشی نسوزد یا نمیری از آنکه پدران پدرت را منکر شوند همان بهتر که گل بمانی تا روزی خاک شوی و ... اگر هم عاقل باشی در عشقت به حساب و کتاب می اندیشی که آیا دوست داشتنت نفعی برایت دارد یا نه؟؟ دیگر به این فکر نمی کنی که از خودت بگذری تا معشوقه زمینی ات دمی بیشتر بیاساید . بگذریم به قول عشق " " عبور باید کرد و گاه از سر یک شاخه توت باید چید "
+
نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 15:57 توسط امید مهراد (ر.ح. شریفی)
|
